تبليغاتX
یاد نگاه مهربان ... <body>
دوشنبه 1388/02/14

دلم برای کسی تنگ است

 

دلم برای کسی تنگ است

که آفتاب صداقت را

به میهمانی گلهای باغ می آورد

و گیسوان بلندش را

به بادها می داد

و دستهای سپیدش را

به آب می بخشید

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

به عمق آبی دریای واژگون می دوخت

و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند

دلم برای کسی تنگ است

که همچو کودک معصومی

دلش برای دلم سوخت

و مهربانی را

نثار من می کرد

دلم برای کسی تنگ است

که تا شمال ترین شمال

و در جنوب ترین جنوب

همیشه در همه جا

آه !با که بتوان گفت

که بود با من و

پیوسته نیز بی من بود

و کار من ز فراقش فغان و شیون بود

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

کسی .....

دگر کافی است ....

 

 


23:28 | فریده وکیلی |




دوشنبه 1388/02/14


 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید

می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست

داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی)

 

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه

 می آفرینند ( دکتر علی شریعتی )

 

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را

 تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در

 بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ( دکتر علی شریعتی )

 

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با

هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است

 (دکتر علی شریعتی)

 

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند

 خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم

 بگریم ، گفتند دروغ است.وقتی خواستم بخندم گفتند دیوانه است .

دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی)

 

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت

 اندیشه‌ای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)

 

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،

با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دکتر علی شریعتی)


ادامه مطلب

0:12 | فریده وکیلی |




یکشنبه 1388/02/13

کاریکاتور

 

 


ادامه مطلب

0:1 | فریده وکیلی |




شنبه 1388/02/12

روزت مبارک

 

گفت استاد مبر درس از یاد          یاد باد آنچه به من گفت استاد

یاد باد آنکه مرا یاد آموخت           آدمی نان خورد از دولیت یاد

هیچ یادم نرود این معنی              که مرا مادر من نادان زاد

پدرم نیز چو استادم دید               گشت از تربیت من آزاد

پس مرا منت از استاد بود            که به تعلیم من استاد ،اِستاد

هر چه می دانست ، آموخت مرا       غیر یک اصل که ناگفته نهاد

                      قدر استاد نکو دانستن

                     حیف استاد به من یاد نداد

روز شهادت شهادت استاد مطهری را گرامی میداریم

و روز معلم را به تمامی معلمان عزیز تبریک می گویم


11:37 | فریده وکیلی |




جمعه 1388/02/11

تصاویر

 

برفهای نوروزی در تهران

تفریحات نوروز

برگزاری کنسرتهای نوروزی

جشنهای نوروزی

 


22:11 | فریده وکیلی |




جمعه 1388/02/11

ضرورت تحول در آموزش و پرورش

 

دلايل عدم تحول در آموزش و پرورش

بي‌توجهي به نقش معلم در تحول آموزش و پرورش يكي از دلايل عقيم

ماندن تحول آموزشي است و نظام آموزشي هركشوري توسط معلمان آن

كشور شكل مي‌گيرد و هر قدر سطح دانش ، بينش و توانايي معلمان

بيشتر باشد ، آن نظام مفيدتر و پوياتر است  و معلم كارگزار اصلي

تعليم و تربيت و روح نظام آموزشي است و با كوشش خردمندانه معلم

 است كه اهداف متعالي نظام آموزش و پرورش تحقق مي‌يابد و اگر

 معلم اهداف فلسفه تعليم و تربيت اسلامي را نداند ، نمي‌تواند دانش‌آموز

 وارسته تربيت كند . آنچه كه كودكان و نوجوانان از مدرسه كسب

مي‌كنند متأثر از شايستگي‌هاي معلم است و در يك كلام بايد گفت توانايي

و كيفيت عيني هر كشور از سطح دانش و توانايي معلمان آن كشوربالاتر

 نيست پس تحول در نظام آموزشي كشور مستلزم تغيير در نظام تربيت

 معلم كشور است .

چالش هاي موجود در نظام معلمي

الف ) - پايين بودن شأن و مقام معلمي در اجتماع

ب ) - پايين بودن سطح دانش و مهارت حرفه‌اي آنان

ج ) -  پايين بودن حقوق و مزاياي معلمي .

كه اين سه چالش نيز خود در به ثمر نرسيدن تحول بنيادين در آموزش و

 پرورش تأثيرگذار است و علت ديگر آن بي‌توجهي به فلسفه تعليم و

 تربيت در نظام آموزشي است .

بايد معلم را با فرهنگ جديد سر كلاس فرستاد و به اين صورت است كه

 تحول شكل مي‌گيرد . تا به امروز درباره نقش اساسي دستگاه تعليم  و

 تربيت به عنوان زيرساخت توسعه پايدار شعارهايي داده شده اما هنوز

 نقش آن باور نشده است در حالي كه بايد گفت آموزش و پرورش موتور

 توسعه جامعه است و اگر اين را بپذيريم ، نگاهها به اين دستگاه تغيير

خواهد كرد.اما اگر جايگاه آموزش و پرورش به عنوان جايگاه نخست در

 راه تعالي جامعه تلقي نشود ، اتفاق خاصي در آن نخواهد افتاد و به

همين شكل فعلي به فعاليتش ادامه خواهد داد. يكي از اهداف مهم آموزش

و پرورش و وظايف به حق مسئولان در درجه اول ، حس توجه به معلم

و ايجاد فضايي مناسب و بر اساس عدالت و رفع تبعيض براي اوست تا

 بتواند در اين فضا خود را وقف جامعه و نسل هوشياري بكند كه ديگر

 با كلمات متناقض و بي توجهي ، نمي توان آن ها را به بازي گرفت ،

توجه به معلماني كه شعله هاي آگاهي ، روشني ، تحوّل و بالندگي از آنها

نشأت مي گيرد و اگر معلم را رها كرديم و در وادي غم معيشت

گرفتارش ساختيم ، نسلي طغيان گر رها شده است و جامعه به گرداب

رذيلت و پستي هدايت مي شود و اين نه شعار و بازي با كلمات كه

 واقعيّتي است كه آن را لمس مي كنيم و با نگاه عميقي به اطراف خود

خواهيم دانست كه معلّمان چقدر مي توانند الگو باشند و در ساختن و

 بارور نمودن انديشه و رشد و شكوفايي مؤثرند و فراموش نكنيم كه

جوامع پيشرفته ، مسلماً رشد و تحولات شگرف خود را مديون انسانهايي

مي دانند كه عمر خود را صرف تعليم و تعلم مي نمايند و در تغيير

 اساسي و بنيادي ساختار جامعه بسيار تأثير گذارند و توجه به آنان در

واقع ارج نهادن به جامعه و تمامي ملّت است  و بي توجهي به آنان ، در

نظر نگرفتن نسلي است كه چونان سيلي ويرانگر ، ريشه ها را به

مخاطره انداخته ، همه چيز را از بين مي برد .


ادامه مطلب

19:18 | فریده وکیلی |




جمعه 1388/02/11

بدون شرح

 

 


11:57 | فریده وکیلی |




پنجشنبه 1388/02/10

ضرورت تحول در آموزش و پرورش

ضرورت تحول در آموزش و پرورش

اصولا نظام آموزشی غيرهدفمند و به دور از فلسفه مبتنی بر نظام

 ارزشی جامعه قادر به ترسيم نقشه راه و مهندسی فرهنگی که انتظار

 از آن تبديل به کشور اول در سطح منطقه مبتنی بر چشم انداز ۲۰

 ساله غيرممکن خواهد بود .

امروزه اهميت و جايگاه نيروی انسانی برکسی پوشيده نيست و به

 باور صاحبنظران محور توسعه پايدار به حساب می آيد اما از آموزش

و پرورش فعلی چنين شانيت و وجاهتی انتظار نمی رود و تحقيقات بر

 اين مبناست که بزرگان ضرورت تحول در دستگاه تعليم و تربيت را

 مطرح و مصر به پيگيری آن هستند .

برخی مشکلات مبتلا به نظام آموزش و پرورش ما فقدان فلسفه مبتنی

 بر مبانی تئوريک بومی برخاسته از نظام ارزشی ، فقدان مهندسی

 فرهنگی هدفمند ، دوری از رسالت اصلی و پرداختن به حاشيه ها و

 جوانب فرعی ، عدم مشارکت پذيری و تعامل با عقبه فرهنگی و

ناتوانی در بکارگيری انبوه نيروهای کارشناسی و تحصيل کرده

عدم توفيق در مشارکت پذيرکردن آحاد جامعه و نهادهای موجود ،

 اقتصاد زدگی و سياست زدگی و انزوای مقوله فرهنگ و تعليم و

تربيت در باور و عمل نهادهای حکومتی و مردمی ، گسست و فاصله

 ژرف بين نيروهای صف و ستاد ، شکسته شدن هيمنه و اقتدار معلم ،

 تنزل پايگاه اجتماعی معلم متاثر از شاخصه های مادی ، عدم راه يابی

 نخبگان به آموزش و پرورش و رويارويی آن با فرار نخبگان ،

 مهجوريت و مظلوميت آن درعرصه رسانه ، حجيم و گسترده بودن ،

 نگاه صرفا مصرفی به آن ، پيرسالی در ساختار مديريتی ، سيستم

 مديرتی انقباضی و مدار بسته و نبود بسترهای لازم برای مديريت های

 خلاق ، تمرکز شديد و خلأ تفکر اقتصادی در سيستم است .

از چالش های جدی فرا روی ساختار آموزش و پرورش سيستم

مديريتی انقباضی و مدار بسته و نبود بسترهای لازم برای مديريتهای

خلاق و تمرکز شديد از بيماری های مهلک اين نظام است.مديريت های

غير ستادی خاصه مديريت های مناطق و به خصوص مدارس در واقع

 گردانندگان و ارجاع دهندگان صرف بخشنامه ها و آيين نامه هايی

 هستند که خود حتی قادر به اضافه کردن يک سطر به آن را نيستند

 و به نظر اين عيب بسيار فاحشی در مديريت فرهنگی است و شاخصه

 مديريت های فرهنگی مبسوط اليد بودن و فعال ما يشاء متناسب با

شرايط اقليمی قومی مذهبی و پارامترهای متنوع ديگر و مسلوب الاراده

 بودن مديريتی جزء شاخص های مديريت های آموزشی امروزی و

 گويا به همه باور شده که آموزش و پرورش مصرف کننده صرف

 است . در صورتی که می توان از نيروی کارشناسی تحصيل کرده

 متناسب با رشته تدريس هم سفارش های پژوهشی متقبل شد و هم

کارگاه ها و بنگاههای اقتصادی ايجاد کرده يا از فضای مدارس که

بعضی در موقعيت های ممتاز شهری قرار دارند کارهای تجاری و

اقتصادی انجام داد و يا اينکه با تصويب لايحه ای پيشنهادی تمامی

سازمان ها و دانشگاهها را مکلف کرد درصدی از درآمد خود را به 

حساب آموزش و پرورش واريز کنند.در شرايط کنونی وزارت آموزش

و پرورش با توجه به گستردگی و نقش زيربنايی آن مسئوليت اصلی

 روال بخشيدن به خلاقيت و نوآوری در جامعه را به عهده دارد. البته

انجام اين مهم درگرو اعمال تغيير و تحول اساسی در رسالت و ساختار

 سازمانی آموزش و پرورش است . در ابتدا بايد بستر مناسب را برای

 تبلور خلاقيت و نوآوری در سازمان و مديريت آموزش و پرورش

 ايجاد کرد تا بتوان خلاقيت و نوآوری را در جامعه بر اساس عوامل

 مذکور شکوفا و هدايت نمود .

برای نيل به اين منظور ....


ادامه مطلب

16:0 | فریده وکیلی |




چهارشنبه 1388/02/09

ضرورت تحول در آموزش و پرورش

 

مقدمه                                                                                           

امروزه تقريباً تمام كساني كه به هر نحو طرفدار توسعه و اصلاحات

هستند در همه جاي دنيا از آموزش و پرورش شروع مي كنند ؛ چه ،

 توجه به اصل تعليم و تربيت و تلاش در راه آن مي تواند امر توسعه

 را پيش ببرد و با مسير جهان هماهنگ كند .

فناوري هاي جديد ، بويژه فناوري هاي مربوط به عرصه اطلاعات و

 ارتباطات زمينه تحولات سريع و غيرقابل برگشتي را در جهان فراهم

 آورده است . اين تحولات نيز دنياي جديدي را شكل داده و به ظهور

 رسانده كه از قسمتهاي متعادلي تشكيل شده است ؛ قسمت هايي كه

 جمع شدن آنها در كنار يكديگر در شبكه جديد ارتباطات تعاملي نه از

 سر اتفاق كه از روي اجبار ناشي از ضرورت تاريخي است .

اين تجمع و تعامل موجد ظهور و تجديد حيات زبان ها و فرهنگ هايي

 شده كه به گونه اي متنوع نظام پوياي جهاني را پي ريزي كرده است .

 چالش هاي برآمده از اين تحولات از جمله دمكراسي ، مشاركت مردمي

 ، تمركز زدايي  و كثرت گرايي ، زمينة نگاهي نو را به آموزش و

 پرورش فراهم ساخته است . آموزش و پرورشي كه قرار است انسان

 را براي آينده آماده كند . بنا بر همين وظيفه ، بايد توانايي رو به رو

 شدن با چالش هايي را كه تحولات كنوني رو در روي نسل حاضر

 قرار مي دهد ، داشته باشد . طبيعت آموزش وپرورش آن را به مثابه

 يك فرايند كيفي برحسب آن چه بايد باشد شرح مي دهد ، نه آن چه هست

 از اين رو ، ماهيت آن زاينده ، پويا ، تغيير پذير و منعطف است و

 ناگزير رو به رشد و تعالي و تغيير . افزون  بر آن آموزش و پرورش

 به منزله پرورش دهندة  نيروي انساني مورد نياز در فرايند تعامل

 فناورانة عصرحاضر ، نقش بي بديل خود را در جهان همچنان حفظ

كرده است . حفظ و حراست نظام تعليم و تربيت از اين نقش اساسي با

 دگرگوني هايي همراه بوده است . دگرگوني هايي كه بنا به تقاضاي

 زمان و نيازهاي برآمده از عصر حاضر ايجاد شده است . تجربه

 كشورهايي چون آمريكا (1957) ، ژاپن (1948) وكره جنوبي در

 سالهاي اخير به خوبي نشان مي دهد كه با تغيير و بازنگري در

 ساختار آموزش و پرورش در ادوار تاريخي در حفظ و بقاي رشد و

 توسعه اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي ملت ها تأثير حياتي داشته است

 تحول در سيستم آموزش و پرورش از جمله موضوعاتي است كه بيشتر

 نظامها و جوامع همواره آن را مد نظر قرار مي‌دهند و از آنجا كه زير

ساخت هر نوع توسعه‌اي در كشورها را مي‌توان در نظام آموزشي آن

 جستجو كرد ، پس ايجاد تحول در بخش آموزش از ضرورتهاي مهم و

 اساسي به شمار مي‌رود و بر اساس آن نظامهاي آموزشي در هر

 دوره‌اي به دنبال ايجاد تحول رو به ‌رشد هستند.‌ با رهنمودهاي اخير

 مقام معظم رهبري مبني برتحول در آموزش و پرورش كشورمان به

 عنوان نيازي اساسي و ضرورتي اجتناب‌ناپذير اين امر در راس امور

 وزارت آموزش و پرورش قرار داده شد .

 اما آنچه را كه بايد به دست‌ اندركاران تعليم و تربيت كشور يادآوري

 كرد به ويژه آنها كه قرار است در اين ستاد ، دست به تحول بنيادين

در نظام آموزش و پرورش كشور بزنند اين است كه تحول در اين

دستگاه گسترده يك شبه ايجاد نخواهد شد و با تحول ناگهاني نتايج مد

 نظر از تحول به دست نمي‌آيد.

این مقاله ادامه دارد...


21:16 | فریده وکیلی |




چهارشنبه 1388/02/09

قطره باران

 

در زیر باران نشسته بودم چشمم را به آسمان دوخته بودم

چشمم را به ابرهای سرگردان دوخته بودم انتظار می کشیدم انتظار

قطره ای عاشق از باران که از آسمان بیاید و بر چشمانم بنشیند تا

شاید چشمانم عاشق آن قطره شود باران می بارید آسمان می نالید،

ابرها بی قرار بودند صدای رعد ابرها سکوت آسمان را در هم

شکسته بود خیس خیس شده بودم ، مثل پرنده ای در زیر باران !

دوست داشتم پرواز کنم در اوج آسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را

 میان این همه قطره پیدا کنم می دانستم قطره هایی که از آسمان

می ریزد اشکهای آسمان است اشکهایی که هر قطره از آن خاطره ای

 بیش نبود در رویاهایم پروازکردم ، در اوج آسمانها، در میان ابرها،

 در میان قطره ها! چطور می شود از میان این همه قطره باران ،

قطره عاشق را پیدا کرد؟! قطره هایی که هر وقت به زمین میریخت یا

 به دریا می رفت!، یا به رودخانه! ، یا به صحرا می رفت و به زمین

 فرو می رفت و یا بر روی گل می نشست!

من به دنبال قطره ای بودم که بر روی چشمانم بنشیند.نه قطره ای که

 عاشق دریا یا گل شود و یااینکه ناپدید شود!

من قطره عاشق رامی خواستم که یک رنگ باشد!

همان رنگ باران عشق من!

نگاهم به باران بود ، در دلم چه غوغایی بود!

انتظار به سر رسید ، قطره عاشق به چشمانم نرسید!

باران کم کم داشت رد خود را گم می کرد وآسمان داشت آرام میگرفت!

 دلم نمی خواست آسمان آرام بگیرد اما !

 من نا امید نشدم و باز هم منتظر ماندم آنقدر انتظار کشیدم تا قطره آخر

باران را از آن بالاها می دیدم قطره ای که آرزو داشتم به چشمانم

بنشیند آرزو داشتم بیاید و با چشمانم دوست شود قطره باران داشت به

 سوی چشمانم می آمد نگاهم همچنان به آن قطره بود طوفان سعی

داشت قطره را از چشمانم جدا کند و نگذارد به چشمانم بنشیند ... 

اما آن قطره عشق با طوفان جنگید ، از طوفان گذشت و به چشمانم

 نشست چه لحظه قشنگی در همان لحظه که قطره باران عشقم داشت

 به زمین می ریخت چشمان من هم شروع به اشک ریختن کرد اشکهایم

 با آن قطره یکی شده بود احساس کردم قطره عاشق در قلبم نشسته به

 قطره وابسته شدم  آن قطره پاک پاک بود چون از آسمان آمده بود

 همان قطره ای که باران عشقم به من هدیه داد!




 

 


17:17 | فریده وکیلی |






یاد نگاه مهربان ...